بایگانی: بهمن ۱۳۸۶

چند سیاه‌مشق

۱۵ بهمن ۱۳۸۶

شهری که سقفش شب، چراغش تابش ماه
مردی مسافر در میانش بود ناگاه
 
مرد مسافر تو کجای قصه بودی؟
کاین‌گونه پیدا گشته‌ای، گم کرده‌ای راه!
 
اینجا کسی در انتظار روشنی نیست
برگرد! اینجا نیست امّا شهر دلخواه
 
توی بوی نان یا رنگ ظلمت را نداری
تو عطر و بوی یاس داری، جلوۀ ماه
 
اینجا کسی از دوریت دردی ندارد
حتی برای لحظه‌ای، اندازۀ آه
 
این مردمان با عشق تو ک...